استاندارد

11%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%afاستاندارد

استاندارد كردن تعاريف متفاوتي بيان شده كه در واقع هر كدام از نقطه نظر خاصي بوده است. واژه استاندارد از زبان انگليسي گرفته شده است. در انگليسي ميانه (انگليسي متداول در ۱۱۰۰ تا ۱۵۰۰ ميلادي) اين كلمه به معني پرچم يا علم بود كه لشكريان پيرامون آن گرد مي آمدند. اين واژه در انگليسي ميانه از زبان فرانسه باستان (فرانسه سده هاي ۹ تا ۱۳ ميلادي) گرفته شده و علاوه بر آن از نظر معني تحت تأثير واژه Stand به معناي ايستادن است. ناگفته نماند كه در زبان انگليسي واژه اتساندارد به معناي دارا بودن حداقل شرايط مناسب به كار برده مي شود. فرهنگ لغات آريانپور نيز معناي متعددي از جمله معيار، ميزان، علامت، نشان، پرچم، الگو و وسيله سنجش را براي اين كلمه در نظر گرفته است. در اين زمينه سازمان بين المللي استاندارد (ISO)، تعاريف زير را در مورد استاندارد و استاندارد كردن بيان نموده است.

الف) استاندارد مدركي است در بر گيرنده قواعد، راهنماييي ها يا ويژگي هايي براي فعاليت ها يا نتايج آنها به منظور استفاده عمومي و مكرر كه از طريق هم رايي فراهم و به وسيله سازمان شناخته شده اي تصويب شده باشد و هدف از آن دستيابي به ميزان مطلوبي از نظم در يك زمينه خاص است. لازم به يادآوري است كه استاندارد بايد مبتني بر نتايج استوار علوم و فنون، تجربيات و در راه ارتقاي منافع مطلوب جامعه باشد.

ب) استاندارد كردن عمل ايجاد مقرراتي است براي استفاده عمومي و مكرر با توجه به مشكلات بالفعل و بالقوه كه هدف از آن دستيابي به ميزان مطلوبي از نظر در يك زمينه خاص است.

اين فعاليت به خصوص تدوين، نشر و اجراي استاندارد است.

مفهوم علمي و فني استاندارد

واژه استاندارد به طور كلي به دو مفهوم عمده به كار برده مي شود، در مفهوم اول منظور از استاندارد، يكاها و سنجه هاي اندازه گيري است كه در زبان فرانسه اتالون (Etalon) ناميده مي شود اين مفهوم مي تواند به معناي يكاهاي اندازه گيري مانند كليوگرم، ثانيه و نظاير آن باشد. در مفهوم دوم استاندارد تابچه يا مجموع مكتوبي است كه در برگيرنده مقررات و اصولي براي تنظيم امور فني، صنعتي، علمي و تجاري مي باشد و در زبان آلماني نرم (NORME) ناميده مي شود.

اصول استاندارد

استاندارد مفهومي است كه مي تواند نشان دهنده انسجام و انضباط فعاليت هاي فكري، علمي، فني و فرهنگي جامعه باشد. استاندارد در معناي اعم خود مترادف با نظم است و استاندارد سازي مترادف با تنظيم و به نظم كشيدن بوده و اين عمل بر اصول زير استوار است:

اصل اول: استاندارد سازي عمل ساده سازي است كه در نتيجه تلاش دسته جمعي و آگاهانه اعضاي جامعه به وجود مي آيد و مستلزم كاهش تعداد بسياري از موضوعات است. اين فرايند نه تنها موجب رفع پيچيدگي هاي نوني مي شود، بلكه از بروز پيچيدگي هاي زايد آينده نيز جلوگيري مي كند. ساده كردن فقط با همكاري متقابل تمامي افراد ذيربط و ذي نفع به موفقيت مي انامد. لذا تهيه استانداردها بايد مبتني بر همرايي و موافقت عمومي بوده و همچنين در اجراي آن تمامي افراد متعهد و كوشا باشند.

اصل دوم: استاندارد سازي فعاليتي است اجتماعي و اقتصادي. اين فعاليت بايد با همكاري تمامي افراد ذينفع و بر اساس همرايي و توافق عمومي صورت گيرد.

اصل سوم: نشر يك استاندارد به خودي خود ارزشي ندارد مگر اينكه به اجرا در آيد و اين امر نياز به برنامه ريزي مناسب و فداكاري عده اي براي دستيابي به منابع عمومي دارد.

اصل چهارم: استاندارد سازي از طريق تهيه يك استاندارد، انتخاب و سپس تثبيت آنچه انتخاب شده، انجام مي گيرد.

اصل پنجم: استانداردها بايد در فواصل زماني معين مورد بازنگري و در صورت لزوم مورد تجديد نظر قرار گيرند. فاصله بين تجديد نظرها بر حسب موارد خاص مي تواند متغير باشد؛ اما اين فاصله نبايد خيلي كوتاه باشد؛ زيرا كه در اين صورت استاندارد به عنوان يك سند قابل اتكا و تثبيت شده قلمداد مي گردد. از طرفي استاندارد نمي تواند. براي مدت طولاني نيز بدون تغيير باقي بماند.

معمولاً اكثر كشورها يك دوره پنج ساله را براي بازنگري و تجديد نظر در نظر مي گيرند.

اصل ششم: هنگامي كه در يك استاندارد كاركرد با ويژگي هاي ديگر محصول تشريح مي شود بايد جهت تطبيق محصول مورد نظر با ويژگي هاي اشاره شده، روش هاي آزمون مربوط نيز در استاندارد تشريح شود يا به استاندادهاي ديگري كه اين روشها در آنها موجود است ارجاع داده شود.

اصل هفتم: لززوم اجراي اجباري استانداردهاي ملي بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد، البته ضرورت اين امر بستگي به ماهيت استاندارد، درجه رشد صنعتي، قوانين و شرايط اجتماعي و فرهنگي جامعه دارد.